حريتي

🌐 آزادی من

این واژه از ریشهٔ «حُرّ» و «حریة» می‌آید و به معنای «آزادگیِ من» یا «آزادیِ من» است. معمولاً در بیان‌های شخصی برای اشاره به حق یا حالت آزاد بودنِ فرد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آزادی من

📌 آزادی های

📌 آزادی

📌 دموکراتیک من

جمله سازی با حريتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دافعتُ عن حريتي عندما حاول البعض فرض قيود غير مبررة على اختياراتي الشخصية.

وقتی برخی سعی کردند محدودیت‌های ناعادلانه‌ای بر انتخاب‌های شخصی من اعمال کنند، از آزادی‌ام دفاع کردم.

💡 ‫سرت مشبوبا‬ ‫مشقوقا‬ ‫منسلخا‬ ‫مكروها‬ ‫غائصا فى الصدق االول‬ ‫ولم ابرحه‬ ‫حتى فنيت فى سجني وفى حريتي.

راه می‌رفتم، می‌سوزیدم، می‌شکافتم، پوست می‌انداختم، نفرت می‌ورزیدم، در حقیقت نخستین غوطه‌ور می‌شدم، و آن را ترک نکردم تا اینکه در زندان خود و در آزادی خود هلاک شدم.

💡 مع شعوري في معظم الأوقات أن حريتي كانت محاصرة.

بیشتر اوقات احساس می‌کردم که آزادی‌ام محدود شده است.

💡 ‫ال أستطيع الحد من حريتي الداخلية وال أستطيع تحقيق اي حرية‬ ‫واقعية بدون ألم يفني طاقتي للحياة نفسها‪.

من نمی‌توانم آزادی درونی‌ام را محدود کنم، و نمی‌توانم بدون دردی که انرژی مرا برای زندگی صرف می‌کند، به هیچ آزادی واقعی دست یابم.

💡 ‬قالها في نفسه وهو يرمي جسده في‬ ‫مياه النهر البارد‪:‬‬ ‫إن كان نهر صنهاجة قد فقدت فيه حريتي‪

او در حالی که خود را در آب‌های سرد رودخانه می‌انداخت با خود گفت: اگر رودخانه سنهاجه جایی است که من آزادی‌ام را از دست داده‌ام

💡 يشعر الإنسان بقيمة حريتي حين يقرر بنفسه طريقه في الحياة والعمل.

فرد زمانی ارزش آزادی خود را احساس می‌کند که مسیر زندگی و کار خود را خودش تعیین کند.

کلمات مرتبط