حذا
🌐 کفش
«حذا» در عربی به معنای مچ پای اسب را بریدن / کوتاه کردن در برخی کاربردهای قدیمی است و همچنین ممکن است بهعنوان ریشه یا صورتهای صرفی مرتبط با واژههای دیگر دیده شود. این واژه در زبان امروزی بسیار کمکاربرد است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دنبال شده
جمله سازی با حذا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عندما غير اللاعب النجم روتين تدريبه، حذا حذوه زملاؤه في الفريق.
وقتی بازیکن ستاره برنامه تمرینی خود را تغییر داد، همتیمیهایش نیز از او پیروی کردند.
💡 حاول الطالب أن حذا مثالَ معلمه في الانضباط والهدوء داخل الصف.
دانش آموز سعی کرد نظم و آرامش معلمش را در کلاس درس الگو قرار دهد.
💡 ارتدى رائد الموضة زيًا فريدًا، وسرعان ما حذا حذوه عشاق الموضة.
این پیشگام مد، لباس منحصر به فردی به تن داشت و دوستداران مد به سرعت از او الگوبرداری کردند.