حافي القدمين
🌐 پابرهنه
قید (adverb)
📌 پابرهنه
جمله سازی با حافي القدمين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الشعور بالسير حافي القدمين على الطحلب الناعم كان باردًا ومريحًا.
راه رفتن با پای برهنه روی خزههای نرم، حس خنکی و راحتی داشت.
💡 كان الصبيُّ حافي القدمين يركضُ في الحديقة دون أن يشعر بالأذى.
پسرک پابرهنه بود و بدون اینکه آسیبی ببیند، در باغ میدوید.
💡 مشى الفلاحُ حافي القدمين بين الحقول الرطبة في الصباح الباكر.
کشاورز صبح زود پابرهنه در میان مزارع مرطوب قدم میزد.
💡 ظهرتِ الطفلةُ حافي القدمين على الشاطئ وهي تجمع الأصداف الصغيرة.
کودک پابرهنه در ساحل ظاهر شد و صدفهای کوچک جمع میکرد.
💡 السير حافي القدمين على الحشائش كان منعشًا بوجود ندى الصباح.
راه رفتن با پای برهنه روی چمن با حضور شبنم صبحگاهی طراوت بخش بود.
💡 اضطرَّ المسافرُ أن يعودَ حافي القدمين بعد أن ضاعتْ منه النعلتان في الوحل.
مسافر پس از اینکه صندلهایش در گل گم شد، مجبور شد پابرهنه برگردد.