حارسه

🌐 نگهبان او

«حارسه» نیز مانند «حارسة» به شکل نوشتاریِ مؤنثِ نگهبان یا محافظ اشاره دارد؛ تفاوتش بیشتر در رسم‌الخط و کاربرد لهجه‌ای یا متنی است. در بسیاری از متن‌ها، «حارسه» همان «حارسة» تلقی می‌شود و معنی آن «نگهبان زن» است. در فارسی، «محافظ زن» یا «زن نگهبان».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نگهبان او

📌 نگهبان آن

📌 سرپرست او

جمله سازی با حارسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احتاجَ الطفلُ إلى حارسه أثناءَ الزحامِ الشديدِ في السوق.

کودک در شلوغی شدید بازار به سرپرست خود نیاز داشت.

💡 ‫ولهذا فضل أال يدفع الكفالة وأن يعود إلى زنزانته برفقة حارسه الذي عرفه بالمستر بنشنغ طبيب السجن الذى‬ ‫كان يرغب فى مجادلته والتناقش معه‪.

بنابراین، ترجیح داد وثیقه را نپردازد و به همراه نگهبانش به سلولش برگردد. نگهبان او را به آقای پنچینگ، پزشک زندان، معرفی کرد تا با او بحث و گفتگو کند.

💡 كانت حارسه تُراقبُ المكانَ بحذرٍ وتدوّنُ كلَّ ما تراهُ.

نگهبان زن او با دقت آن مکان را زیر نظر داشت و هر چیزی را که می‌دید، یادداشت می‌کرد.

💡 جلستْ حارسه بجانبهِ طوالَ الطريقِ حتى وصلَ إلى المستشفى.

محافظش تمام مدت کنارش نشسته بود تا اینکه به بیمارستان رسید.

💡 ‬لو كنت بحرسه أيام ّ‬ ‫أبقى حارسه الشخيص بعد بقى غني!

اگر روزها از او محافظت می‌کردم، بعد از ثروتمند شدنش هم همچنان محافظ شخصی‌اش باقی می‌ماندم!

💡 ‬ويقف قربه‬ ‫رجل ضخم الهيئة يبدو كأنّه حارسه ال ّ‬ ‫شخصي‪.

نزدیک او مردی هیکل‌دار و با ابهت ایستاده که به نظر می‌رسد محافظ شخصی اوست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران