جوب
🌐 شغل
«جوب» در عربی به معنی «چاله، گودال، فرو رفتگی، یا شکاف زمین» است. همچنین در برخی کاربردها به معنای «درون چیزی» یا «فضای خالیِ فرو رفته» هم میآید.
اسم (noun)
📌 گب
📌 شغل
جمله سازی با جوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امتلأ جوب الطريق بالماء بعد هطول المطر طوال الليل.
بعد از اینکه تمام شب باران بارید، جاده پر از آب شد.
💡 قفزت الكرة إلى جوب الحفرة بعد أن دحرجها الطفل بقوة.
توپ بعد از اینکه کودک آن را با قدرت غلتاند، به داخل سوراخ پرید.
💡 اختبأ السائح في جوب صغير بين الصخور من شدة الرياح.
این گردشگر به دلیل باد شدید، در گودال کوچکی در میان صخرهها پنهان شد.
💡 القرص الذي باعه لك جوب هو بلا فائدة
دیسکی که ایوب بهت فروخته به درد نمیخوره.