جبب
🌐 جوب
این واژه معمولاً به معنای «چاه یا گودال عمیق» آمده و در برخی کاربردها به معنی چیزی درشت، بریده یا فرورفته نیز دیده میشود، بسته به متن.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قوباس
جمله سازی با جبب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لاحظ الفلاحون جبب عميقة في التربة بعد مرور الآلات الثقيلة.
کشاورزان پس از عبور ماشینآلات سنگین، متوجه فرورفتگیهای عمیقی در خاک شدند.
💡 امتلأت الساحة بـ جبب موحلة جعلت المشي فيها صعبًا جدًا.
میدان پر از شنلهای گِلی بود که راه رفتن در آن را بسیار دشوار میکرد.
💡 كانت الأرض مليئة بـ جبب صغيرة تجمع ماء المطر بعد العاصفة.
زمین پر از گودالهای کوچکی بود که پس از طوفان، آب باران را در خود جمع کرده بودند.