جمح

🌐 کرنش

این واژه از ریشه «ج م ح» و به معنای «سرکشی کردن»، «رام‌نشدن»، یا «از کنترل خارج‌شدن» است. در مورد اسب، «جموح» بودن یعنی یاغی و نافرمان بودن و سرکش‌زدن. در کاربردهای استعاری هم برای انسان یا چیزی که مهارپذیر نیست استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دویدن وحشی

جمله سازی با جمح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قدْ يَجمحُ الشبابُ أحيانًا وراءَ الحماسِ دونَ التفكيرِ في العواقبِ.

جوانان ممکن است گاهی اوقات بدون فکر کردن به عواقب آن، تحت تأثیر شور و شوق قرار گیرند.

💡 حاولَ السائقُ السيطرةَ على السيارةِ بعدَ أن جمحَتْ قليلًا على الطريقِ الزلقِ.

راننده پس از اینکه خودرو در جاده لغزنده کمی منحرف شد، سعی کرد کنترل آن را دوباره به دست بگیرد.

💡 جمحَ الفرسُ فجأةً عندما سمعَ صوتَ المفرقعاتِ في الشارعِ.

اسب ناگهان با شنیدن صدای ترقه در خیابان، پا به فرار گذاشت.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز