جلجال
🌐 گیلگال
جَلْجال بهمعنای زنگ، زنگوله، یا وسیلهای است که با حرکت، صدای طنیندار ایجاد میکند. همچنین برای خودِ صدای زنگمانند و جلنگجلنگ هم به کار میرود. در متون لغوی، به هر چیز طنینانداز و صدادار اطلاق میشود.
جمله سازی با جلجال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سُمِعَ جلجال ُ الجرسِ من آخرِ الحيِّ، فانتبهَ الأطفالُ إلى موعدِ المدرسة.
صدای زنگ از دورترین نقطه محله به گوش میرسید و بچهها به ساعت مدرسه توجه داشتند.
💡 رنَّ جلجال ُ البابِ قبلَ أن يفتحَ الأبُ وهو يقرأُ الجريدة.
قبل از اینکه پدر در حالی که مشغول خواندن روزنامه بود، در را باز کند، زنگ در به صدا درآمد.
💡 أزعجنا جلجال ُ الأواني في المطبخِ أثناءَ تحضيرِ وجبةِ الغداء.
صدای به هم خوردن قابلمهها و ماهیتابهها در آشپزخانه، موقع آماده کردن ناهار، ما را کلافه کرده بود.