جعد

🌐 موخوره دار

این واژه به مو یا چیزی پیچ‌خورده و فِر، زبر و غیرصاف اشاره دارد. در توصیف مو، «جعد» یعنی مجعد و فرخورده؛ و در برخی کاربردها برای شخصی با موی پیچیده یا سیمای زمخت نیز آمده است. گاهی هم معنای صفتی برای زبری و خشونت دارد.

فعل (verb)

📌 حلقه زدن

📌 وز شدن مو

صفت (adjective)

📌 موخوره دار

اسم / فعل (noun / verb)

📌 چین دار کردن

جمله سازی با جعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الكلب جعد خطمه، يشتم الهواء بحثاً عن أي روائح مثيرة للاهتمام.

سگ پوزه‌اش را جمع کرد و در جستجوی هرگونه رایحه‌ی جالبی، هوا را بو کشید.

💡 لم الرطوبة والمطر لا تجعل من جعد الشعر.

رطوبت و باران باعث وز شدن موها نمی‌شود.

💡 رأيتُ رجلًا ذا وجهٍ جعد وملامح تدل على سنواتٍ طويلة من العمل.

مردی را دیدم با چهره ای چروکیده و خطوطی که نشان از سال ها کار و تلاش داشت.

کلمات مرتبط