جبة

🌐 جُبَه

«جُبّه» به معنای «ردا، جامهٔ بلند و گشاد» است که معمولاً روی لباس دیگر پوشیده می‌شود و در فارسی نیز همین معنی را حفظ کرده است.

اسم (noun)

📌 وعده غذایی

📌 جوبا

جمله سازی با جبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقيت جبة الرجل مبللة بعد هطول المطر المفاجئ في الطريق.

ردای مرد پس از بارش ناگهانی باران در جاده، خیس ماند.

💡 ولكن أولا، دعونا تتمتع جبة التي أعدت مضيفينا بالنسبة لنا.

اما اول، بیایید از غذایی که میزبانانمان برای ما آماده کرده‌اند لذت ببریم.

💡 ارتدى القاضي جبة سوداء أثناء الجلسة الرسمية في المحكمة.

قاضی در جلسه رسمی دادگاه، ردای مشکی به تن داشت.

💡 المتاحة في كل من الأحجام الصغيرة والكبيرة، وهذه القضبان هي متعددة الجوانب، ويمكن استخدامها وجبات خفيفة أو كبديل جبة كاملة.

این شکلات‌ها در اندازه‌های کوچک و بزرگ موجود هستند و می‌توانند به عنوان میان وعده یا جایگزین کامل یک وعده غذایی استفاده شوند.

💡 اشترى الشيخ جبة جديدة تناسب المناسبة الدينية في المسجد.

شیخ یک عبای نو مناسب برای مراسم مذهبی مسجد خرید.

کلمات مرتبط