الأعمى
🌐 نابینا
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نابینا
📌 کورکورانه
📌 چشمبند
📌 بردهوار
📌 تک چشم
📌 بی چون و چرا
جمله سازی با الأعمى
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وفّرت المؤسسةُ خدماتٍ خاصةً و الأعمى لتسهيل القراءة والتنقل.
این موسسه خدمات ویژه ای را برای نابینایان فراهم می کرد تا خواندن و تحرک را تسهیل کند.
💡 ساعد المتطوعُ الأعمى على عبور الطريق بأمان.
داوطلب به مرد نابینا کمک کرد تا به سلامت از خیابان عبور کند.
💡 احترام الأعمى واجب، ومساعدته من أبسط صور الإنسانية.
احترام به نابینایان یک وظیفه است و کمک به آنها یکی از ساده ترین اشکال انسانیت.
💡 حصل الأعمى على تدريبٍ خاصٍّ لاستخدام الهاتف بطريقةٍ سهلة.
مرد نابینا آموزش ویژهای برای استفاده آسان از تلفن دریافت کرد.
💡 يستخدم الأعمى العصا البيضاء للتنقل في الشوارع المزدحمة.
یک فرد نابینا برای عبور از خیابانهای شلوغ از عصای سفید استفاده میکند.
💡 ساعدتُ و الأعمى في عبور الشارع لأنه كان يحمل عصاه البيضاء ببطء.
من به مرد نابینا کمک کردم تا از خیابان عبور کند، زیرا او عصای سفیدش را به آرامی حمل میکرد.