توقعه

🌐 انتظارش را داشته باشید

«توقعه» یعنی «انتظار او» یا «او را انتظار داشتن». این ترکیب معمولاً از ریشه‌ی «توقع» به معنای انتظار و پیش‌بینی ساخته شده و به حالتی اشاره دارد که چیزی از سوی یک فرد مورد انتظار است یا خود او منتظر وقوع چیزی است. در فارسی می‌توان آن را «انتظارش» ترجمه کرد.

اسم (noun)

📌 انتظار

قید (adverb)

📌 امضا شده توسط

وجه وصفی (participle)

📌 پیش‌بینی شده

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 مورد انتظار

📌 پیش‌بینی شده

جمله سازی با توقعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الظروف كانت أفضل مما توقعه الجميع عند بداية المشروع.

شرایط بهتر از آن چیزی بود که همه در شروع پروژه انتظار داشتند.

💡 بعد الشرح، بدا الأمر أسهل مما توقعه الجميع في البداية.

بعد از توضیحات، به نظر می‌رسید که همه چیز آسان‌تر از آن چیزی است که در ابتدا انتظار داشتند.

💡 كانت هذه النتيجة أفضل مما توقعه الجميع في بداية المشروع.

این نتیجه بهتر از آن چیزی بود که همه در ابتدای پروژه انتظار داشتند.

💡 أخبرني صديقي أن حصل الذي ما توقعه أحد خلال الحفل المسائي.

دوستم به من گفت که در مهمانی عصر اتفاق غیرمنتظره‌ای افتاده است.

💡 استمر النقاش أمدا أطول مما توقعه الجميع في الاجتماع.

بحث بیش از آنچه همه افراد حاضر در جلسه انتظار داشتند، طول کشید.

💡 اكتشف الفريق قدرة من الجهاز أكبر مما توقعه الخبراء في البداية.

این تیم، قابلیتی فراتر از آنچه کارشناسان در ابتدا انتظار داشتند را در این دستگاه کشف کرد.

💡 انتهت أن النتائج جاءت أفضل مما توقعه الباحثون في البداية.

نتایج بهتر از آن چیزی بود که محققان در ابتدا انتظار داشتند.

💡 كانت النتائج أفضل مما توقعه المدرس والطلاب.

نتایج بهتر از آن چیزی بود که معلم و دانش‌آموزان انتظار داشتند.

💡 كان ذلک الاختبار أصعب مما توقعه الطلاب بكثير.

آن آزمون بسیار دشوارتر از آن چیزی بود که دانش‌آموزان انتظار داشتند.

💡 كُنت بل أكثر هدوءًا مما توقعه الجميع في تلك اللحظة الصعبة.

من حتی آرام‌تر از آن چیزی بودم که همه در آن لحظه سخت انتظار داشتند.

💡 بدت أفكاره باطنية أكثر مما توقعه زملاؤه في العمل.

افکار او پیچیده‌تر از آن چیزی به نظر می‌رسید که همکارانش در محل کار انتظار داشتند.

💡 نظر المدير إلى الأمر تعقيدا مما توقعه الفريق في بداية المشروع.

مدیر، موضوع را پیچیده‌تر از آن چیزی دانست که تیم در ابتدای پروژه پیش‌بینی کرده بود.

کلمات مرتبط