توابع

🌐 دنبال‌کنندگان

«توابع» جمعِ «تابع» است و به معنای پیروان، وابستگان، متعلقات، زیرمجموعه‌ها، یا چیزهایی که از چیز دیگری تبعیت می‌کنند می‌آید. در کاربرد علمی هم می‌تواند به «عوامل وابسته» یا «تابع‌های یک ساختار» اشاره کند. در زبان روزمره، هر چیزی که فرعِ چیز دیگر باشد، از توابع آن شمرده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شاگردان

📌 مینیون‌ها

📌 عواقب

📌 ماهواره‌ها

📌 دست نشاندگان

📌 پس‌لرزه

جمله سازی با توابع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاء توابع (ليليث) إليك بضربات الموت

نوکران لیلیث با ضربات مرگبار به سراغتان آمده‌اند.

💡 كما أن هذه السياسة ليست صلبة بالدرجة الكافية لمعالجة توابع فتح التجارة للمجتمعات المحلية.

این سیاست همچنین به اندازه کافی قوی نیست که بتواند عواقب باز شدن تجارت به روی جوامع محلی را در نظر بگیرد.

💡 خاصة إذا كان ذلك يعني أنني أولد جيش من توابع الشر

مخصوصاً اگه به این معنی باشه که دارم یه ارتش از نوچه‌های شیطانی به دنیا میارم

💡 حاول الطبيب شرح توابع المرض للمريض بطريقة واضحة ومطمئنة.

پزشک سعی کرد عواقب بیماری را به شیوه‌ای روشن و اطمینان‌بخش برای بیمار توضیح دهد.

💡 قد تكون توابع الإهمال في العمل كبيرة إذا تكررت الأخطاء.

عواقب سهل‌انگاری در محل کار در صورت تکرار اشتباهات می‌تواند قابل توجه باشد.

💡 ناقش الخبراء توابع ارتفاع الأسعار على الأسر ذات الدخل المحدود.

کارشناسان در مورد پیامدهای افزایش قیمت‌ها بر خانواده‌های کم‌درآمد بحث کردند.

کلمات مرتبط