تنفصل

🌐 جداگانه

«تَنفَصِل» یعنی «جدا می‌شود»، «منفصل می‌گردد» یا «از هم جدا می‌شود»؛ این واژه از ریشه‌ی «فصل» است و معنای جدایی، قطع ارتباط، و جدا شدن بخشی از چیزی را می‌رساند. در فارسی نیز «منفصل» یعنی جدا و گسسته، در برابرِ «متصل» به معنای پیوسته.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جدا شدن با

📌 جداگانه

📌 جدایی ناپذیر

📌 تقسیم شده

📌 جدا کردن

📌 جدا شدن

جمله سازی با تنفصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أحيانًا تنفصل الفروع الصغيرة عن الشجرة بفعل الرياح القوية.

گاهی اوقات شاخه‌های کوچک به دلیل باد شدید از درخت جدا می‌شوند.

💡 عندما تنفصل الفكرة عن واقعها، تصبح مجرد كلام نظري.

وقتی یک ایده از واقعیت خود جدا می‌شود، صرفاً به یک حرف نظری تبدیل می‌شود.

💡 سمعت الآلاف من القصص وأود أن أقول لكم، هذه اللحظة موجودة دوماً عندما تشاركني المرأة تلك اللحظة بالذات عندما تنفصل عن جسدها عندما غادرت المنزل.

من هزاران داستان شنیده‌ام و می‌خواهم به شما بگویم، این لحظه همیشه وجود دارد، وقتی زنی آن لحظه خاص را با من در میان می‌گذارد، زمانی که از بدنش جدا می‌شود و خانه را ترک می‌کند.

💡 اعتبر المتحدث أن الحریة لا تنفصل عن احترام الآخرين.

سخنران اظهار داشت که آزادی از احترام به دیگران جدایی‌ناپذیر است.

💡 :‬ملا ال تنفصل عنه وتنهي كل هذا العذاب لنا؟

چرا از او جدا نمی‌شود و به این همه رنج ما پایان نمی‌دهد؟

💡 قد تنفصل العائلة عن بعضها بسبب السفر الطويل.

ممکن است خانواده به دلیل سفر طولانی از هم جدا شوند.

کلمات مرتبط