تقويل

🌐 انتساب

این واژه معمولاً به معنی «سخنی را به کسی نسبت دادن» یا «قابلِ تأویل و تفسیر کردن» فهمیده می‌شود، اما کاربرد اصلی و مشهورتر آن در عربیِ معاصر و متون لغوی به معنای «به سخن درآوردن / سخن نسبت دادن» یا «نقل قول کردن» است. در برخی منابع ممکن است به عنوان مصدر از باب «فعّل» یا در معنای نزدیک به «قول دادن» دیده شود.

جمله سازی با تقويل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫فنظر ِ يل و مل تقويل شيئاً فاسرتسل‬ ‫‪ :‬يبدو أن جنم حظي ابرتفاع!

نگاهش کرد و چیزی نگفت، پس ادامه داد: انگار شانسم بیشتر شده!

💡 ‬جلس ِ حلظا صامتة و قبل أن تقويل شيء أدر حمرك السيارة.

لحظه‌ای ساکت نشست و قبل از اینکه چیزی بگوید، ماشین را برگرداند.

💡 تسبب تقويل بعضهم في سوء فهم كبير بين الجيران خلال أيام قليلة.

حرف های بعضی از آنها ظرف چند روز باعث سوءتفاهم بزرگی بین همسایه ها شد.

💡 ‫ِ‬ ‫فأومأ برأسك يل اجيااب و مل تقويل شيئا فبدا ِ‬ ‫ضممتك إىل قليب.

پس تو سرت را به نشانه‌ی تایید تکان دادی و چیزی نگفتی، پس من تو را محکم در قلبم نگه داشتم.

💡 لا تعتمد على تقويل الآخرين، بل اسأل المصدر مباشرة قبل الحكم.

به حرف دیگران اعتماد نکنید، بلکه قبل از قضاوت، مستقیماً از منبع آن سوال کنید.

💡 انتشر تقويل الناس في الحي، فبدأت الشائعات تؤذي سمعة الأبرياء.

مردم در محله شروع به شایعه‌پراکنی کردند و شایعات به آبروی افراد بی‌گناه آسیب رساند.

کلمات مرتبط