تقديره
🌐 قدردانی او
فعل (verb)
📌 قدر دانستن
وجه وصفی (participle)
📌 ارزیابی شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 قدردانی شده
📌 تخمین زده شده
📌 اذعان کرد
📌 ارزشگذاری شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قدردانی او
جمله سازی با تقديره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تغيّر تقديره للموقف بعد أن سمع تفاصيل القضية كاملة.
ارزیابی او از وضعیت پس از شنیدن جزئیات کامل پرونده تغییر کرد.
💡 ولكــن هللا تعــاىل خلــق كل شــيء بقــدر وأحسن تقديره
اما خداوند متعال هر چیزی را به اندازه آفرید و اندازه آن را به کمال رسانید.
💡 وأعرب للسلطات اللبنانية عن تقديره العميق للمناخ الإيجابي للمناقشات واستمد التشجيع من الالتزام العام الذي أبدي بالمضي قدما.
او مراتب قدردانی عمیق خود را از فضای مثبت حاکم بر مذاکرات به مقامات لبنانی ابراز کرد و از تعهد عمومی نشان داده شده برای پیشرفت، ابراز دلگرمی نمود.
💡 يعتمد نجاح القرارات على دقة تقديره للظروف المحيطة.
موفقیت تصمیمات به دقت ارزیابی او از شرایط پیرامونی بستگی دارد.
💡 في المؤتمر، اعربَ المتحدثُ عن تقديره لجهود العاملين.
در این جلسه، سخنران از زحمات کارکنان قدردانی کرد.
💡 يستحق هذا المعلم تقديره من الجميع لما يقدمه من دعم يومي للطلاب.
این معلم به خاطر حمایت روزانهای که از دانشآموزان میکند، شایستهی قدردانی همه است.