تقاعد

🌐 بازنشستگی

«تقاعد» از ریشه قعد است و به معنای «کناره‌گیری از کار، بازنشستگی، خانه‌نشینی، یا کم‌فعال شدن» می‌آید. در زبان امروزی، این واژه بیشتر به معنای بازنشستگی از خدمت یا شغل به کار می‌رود. گاهی نیز به معنای سستی و بی‌تحرکی در انجام کارها آمده است.

اسم (noun)

📌 بازنشستگی

فعل (verb)

📌 بازنشسته شدن

📌 به چمن بروید

📌 بازنشسته شدن از

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حقوق بازنشستگی

جمله سازی با تقاعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الباباوات ويتم انتخاب جديد على وفاة أو تقاعد من البابا الحالي.

پاپ‌ها پس از مرگ یا بازنشستگی پاپ فعلی انتخاب می‌شوند.

💡 ذهبت الحديقة في داهية منذ أن تقاعد البستاني القديم العام الماضي.

از سال گذشته که باغبان پیر بازنشسته شد، باغ به جهنم تبدیل شده است.

💡 لدينا حفلة بمناسبة تقاعد الأستاذ بيترسون.

ما یک مهمانی برای جشن بازنشستگی پروفسور پترسون داریم.

💡 توليتم إدارة المؤسسة بعد تقاعد المدير السابق.

شما پس از بازنشستگی مدیر قبلی، مدیریت موسسه را بر عهده گرفتید.

💡 عُيِّنَ خليفة جديد لإدارة المؤسسة بعد تقاعد المدير السابق.

پس از بازنشستگی مدیر قبلی، جانشین جدیدی برای مدیریت موسسه منصوب شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران