الأساسية
🌐 پایه
اسم (noun)
📌 اساسی
📌 بنیادی
📌 هسته
📌 ضروری
📌 کلید
📌 اولیه
📌 زیربنایی
📌 اصلی
جمله سازی با الأساسية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وهذه الوثيقة هي من بين الوثائق التوجيهية والتخطيطية الأساسية وتتسم بطابع إلزامي.
این سند از جمله اسناد اساسی هدایت و برنامهریزی است و ماهیتی الزامی دارد.
💡 المسألة الاساسية هنا هي كيفية إدارة الوقت بفعالية.
مسئله اصلی در اینجا این است که چگونه زمان را به طور مؤثر مدیریت کنیم.
💡 إبهام اليد هل يمكن أن نقول الكثير عن شخص: قوة الإرادة، والصفات الشخصية الأساسية والصفات الشخصية.
انگشت شست دست میتواند چیزهای زیادی در مورد یک فرد بگوید: اراده، ویژگیهای اساسی شخصیت و ویژگیهای شخصیتی.
💡 ركز التقرير على النقطة الاساسية في تحسين جودة الخدمات.
این گزارش بر نکته کلیدی بهبود کیفیت خدمات متمرکز بود.
💡 التعزيز وتوزيع قوّات التحالف أجريا بالإهمال الإجمالي لكلّ القواعد الأساسية من المعركة.
تقویت و استقرار نیروهای ائتلاف با بیتوجهی کامل به تمام قوانین اساسی نبرد انجام شد.
💡 كانت الخطوة الاساسية قبل السفر هي التأكد من صلاحية الأوراق.
گام اساسی قبل از سفر، بررسی اعتبار مدارک بود.