تفسد

🌐 خراب کردن

از ریشه «فسد» می‌آید و به معنای فاسد شدن، تباه شدن، یا خراب کردن است. اگر به‌صورت فعل مخاطب یا غایب بیاید، می‌تواند یعنی «فساد می‌کند» یا «دچار تباهی می‌شود». در کاربرد اخلاقی و اجتماعی، به معنای ایجاد فساد، برهم زدن نظم، یا خراب‌کاری کردن نیز هست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خراب کردن

📌 فاسد

📌 بهم ریختن

📌 ضربه

📌 گند زدن

جمله سازی با تفسد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاول أن تتحدث بطبيعتك، فـ التکلف من أكثر الأمور التي تفسد التواصل.

سعی کنید طبیعی صحبت کنید، زیرا تظاهر یکی از چیزهایی است که ارتباط را خراب می‌کند.

💡 حذرنا المعلم من المکر لأن النية الخادعة تفسد العلاقات بين الناس بسرعة.

معلم ما را از فریب برحذر داشت، زیرا نیات فریبکارانه به سرعت روابط بین افراد را خراب می‌کند.

💡 الشيخ قال بهدوء إن الخلافات الصغيرة لا تستحق أن تفسد العلاقات الطويلة.

شیخ با خونسردی گفت که اختلافات کوچک ارزش خراب کردن روابط دیرینه را ندارد.

💡 أحيانًا تفسد كبريایي العلاقات، حتى لو كان الشخص حسن النية من الداخل.

بعضی وقت‌ها غرورم روابط را خراب می‌کند، حتی اگر طرف مقابل نیت خوبی داشته باشد.

💡 انتقدت الكاتبة شيعنة الخلافات الصغيرة، لأنها تفسد العلاقات وتحوّل النقاش البسيط إلى خصومة.

نویسنده از تمایل به تشدید اختلافات جزئی انتقاد کرد، زیرا این اختلافات روابط را خراب می‌کنند و بحث‌های ساده را به خصومت تبدیل می‌کنند.

💡 حذّر المعلم الطلاب من الرذائل التي تفسد الأخلاق وتضعف المجتمع.

معلم، دانش‌آموزان را از رذایلی که اخلاق را فاسد و جامعه را تضعیف می‌کند، برحذر داشت.

💡 الحرارة العالية قد تفسد الطعام إذا تُرك خارج الثلاجة طويلًا.

اگر غذا برای مدت طولانی خارج از یخچال بماند، دمای بالا می‌تواند آن را خراب کند.

💡 حذر المعلم الطلاب من الدسایس التي تفسد العلاقات بين الأصدقاء.

معلم به دانش‌آموزان نسبت به دسیسه‌هایی که روابط بین دوستان را خراب می‌کند، هشدار داد.

💡 ‬لم يمر يوم واحد دون أن أسمعها تقول‪:‬‬ ‫‪ ‬أنت تفسد حياة هذه الفتاة!

حتی یک روز هم نیست که نشنوم او بگوید: داری زندگی این دختر را خراب می‌کنی!

💡 لا تدع الرطوبة تفسد الكتب القديمة في المخزن.

نگذارید رطوبت، کتاب‌های قدیمی موجود در انبار را خراب کند.

💡 يمتعض الرجل من الضوضاء العالية التي تفسد هدوء الحي.

مرد از صدای بلند که آرامش محله را به هم می‌زند، به ستوه آمده است.

کلمات مرتبط