تفجيرا
🌐 بمب گذاری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بمب گذاری
📌 انفجار
📌 حملات بمب گذاری
جمله سازی با تفجيرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أدى تفجيرا الصخور إلى تسهيل شق الطريق الجبلي.
انفجار سنگها، بریدن جاده کوهستانی را آسانتر کرد.
💡 شهدت المدينة تفجيرا محدودًا في منطقة نائية بعيدًا عن السكان.
این شهر انفجار کوچکی را در منطقهای دورافتاده و دور از مناطق مسکونی تجربه کرد.
💡 وهذه هي المرة الرابعة التي تجري فيها كوريا الشمالية تفجيرا لجهاز نووي.
این چهارمین بار است که کره شمالی آزمایش هستهای انجام میدهد.
💡 نفذت الشرطة تفجيرا خاضعًا للرقابة في موقع البناء القديم.
پلیس یک انفجار کنترلشده را در محل ساختوساز قدیمی انجام داد.
💡 وندين مرة أخرى تفجيرا انتحاريا آخر عند معبر إيريز.
ما بار دیگر بمبگذاری انتحاری دیگری را در گذرگاه اِرِز محکوم میکنیم.