تعمير
🌐 بازسازی
اسم (noun)
📌 بازسازی
📌 ساخت و ساز
📌 توسعه
📌 طول عمر
📌 ساختمان
جمله سازی با تعمير
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاج تعمير هذا الحي إلى ميزانية كبيرة وتنسيق بين عدة جهات.
بازسازی این محله نیاز به بودجه هنگفت و هماهنگی بین چندین بخش دارد.
💡 ساهم السكان في تعمير القرية بعد الحرب، فاستعادت حياتها تدريجيًا.
ساکنان پس از جنگ در بازسازی روستا مشارکت کردند و روستا به تدریج جان تازهای گرفت.
💡 ومع ذلك، فإن النساء هن بالتأكيد أقلية في جميع برامج التدريب المهني مثل تعمير المباني أو الصفقات الكهربائية والإلكترونية.
با این حال، زنان قطعاً در تمام برنامههای آموزش حرفهای مانند ساخت و ساز ساختمان یا مشاغل برق و الکترونیک در اقلیت هستند.
💡 على حكومة السودان والمانحين ان يبتدعوا وسائل خلاقة لتوفير الموارد الهامة لاعادة تعمير هذه المناطق.
دولت سودان و اهداکنندگان باید راههای خلاقانهای برای تأمین منابع حیاتی مورد نیاز برای بازسازی این مناطق ابداع کنند.
💡 وتساءل: لماذا لا نعمل معا في مشروع قوي كبير مثل تعمير سيناء
او پرسید: چرا ما در یک پروژه بزرگ و قدرتمند مانند بازسازی سینا با هم همکاری نکنیم؟
💡 بدأت الحكومة مشروع تعمير المناطق المتضررة بعد الزلزال بسرعة كبيرة.
دولت خیلی سریع پروژه بازسازی مناطق آسیب دیده از زلزله را آغاز کرد.