تعظم

🌐 بزرگنمایی

از ریشه «عظم» می‌تواند به معنای بزرگ شدن، بزرگ شمردن، یا عظیم شدن باشد. گاهی هم در ساخت‌های صرفی به معنای بزرگی کردن یا بزرگ دانستن چیزی می‌آید. بسته به جمله، می‌تواند معنای «خود را بزرگ نشان دادن» یا «بزرگ دانستن» نیز بدهد.

فعل (verb)

📌 حداکثر کردن

📌 بت پرستی کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استخوان سازی

جمله سازی با تعظم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توجيه النبات لضوء الشمس أساسي لكي تعظم النباتات امتصاصها لأشعة الشمس.

هدایت گیاه به سمت نور خورشید برای گیاهان ضروری است تا جذب نور خورشید را به حداکثر برسانند.

💡 في الأزمات، تعظم الحاجةُ إلى التعاون بين أفراد المجتمع.

در مواقع بحرانی، نیاز به همکاری بین اعضای جامعه افزایش می‌یابد.

💡 كونها منفقة محسوبة، تختار الأشياء التي تعظم من ميزانيتها.

او که در خرج کردن زیرک است، چیزهایی را انتخاب می‌کند که بودجه‌اش را به حداکثر برسانند.

💡 المجتمعات قد تعظم قادتها، معتقدة أنهم يوجهونهم نحو مستقبل أكثر إشراقاً.

جوامع ممکن است رهبران خود را ستایش کنند، با این باور که آنها را به سوی آینده‌ای روشن‌تر هدایت می‌کنند.

💡 عندما يزداد الخطر، تعظم المسؤوليةُ على القادة.

وقتی خطر افزایش می‌یابد، مسئولیت رهبران نیز بیشتر می‌شود.

💡 قد تعظم قيمةُ العمل الصادق مع مرور الوقت.

ارزش کار صادقانه ممکن است با گذشت زمان افزایش یابد.

کلمات مرتبط