تطبيقها

🌐 اعمال آن

یعنی «تطبیقِ آن‌ها» یا «انطباقِ آن‌ها». این صورت معمولاً به مجموعه‌ای از موارد اشاره دارد که باید با یک معیار، قانون، یا اصل سنجیده و هماهنگ شوند؛ در فارسی می‌توان آن را «تطبیقِ آنها» ترجمه کرد.

اسم (noun)

📌 کاربرد آن

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 اعمال شده

📌 اجرا شده

📌 اجباری

جمله سازی با تطبيقها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما رأيتُ أحدًا استمعَ للنصيحةِ ثم ندمَ بعدَ تطبيقها في حياته.

من هرگز کسی را ندیده‌ام که به نصیحتی گوش داده باشد و سپس از به کار بستن آن در زندگی‌اش پشیمان شده باشد.

💡 الفكرةُ معقولةٌ ويمكن تطبيقها إذا توفرت الميزانية.

ایده معقولی است و در صورت وجود بودجه، قابل اجراست.

💡 هذه ليست القاعدة المطلوبة، مش دی التي علينا تطبيقها الآن.

این قانون الزامی نیست، این قانونی نیست که الان باید اعمال کنیم.

💡 فهمتُ الفكرة بالتجربة عندما حاولت تطبيقها بنفسي في المختبر.

من این مفهوم را از طریق تجربه، وقتی که سعی کردم خودم آن را در آزمایشگاه به کار ببرم، فهمیدم.

💡 أحببتُ في فکرت التي طرحتِها لأنها عمليةٌ ويمكنُ تطبيقها بسهولة.

ایده‌ای که مطرح کردید را دوست داشتم چون کاربردی است و به راحتی می‌توان آن را اجرا کرد.

💡 وارنا المعلم طريقة الحل على السبورة ثم طلب منا تطبيقها بأنفسنا.

معلم ما روش حل را روی تخته به ما نشان داد و سپس از ما خواست که خودمان آن را به کار ببریم.