تصويرها
🌐 عکاسی از آن
فعل (verb)
📌 به تصویر کشیدن
وجه وصفی (participle)
📌 تصویرسازی شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 عکاسی شده
📌 فیلمبرداری شده
📌 به تصویر کشیده شده
📌 تصویر شده
جمله سازی با تصويرها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشاعرها تم تصويرها بشكل نابض في اللوحة المعلقة على الحائط.
احساسات او به وضوح در نقاشی آویزان بر دیوار به تصویر کشیده شده بود.
💡 قرأتُ سورة الواقعة بعد المغرب، فشعرتُ برهبةٍ من تصويرها لمصير الناس يوم القيامة.
من بعد از نماز مغرب سوره واقعه را خواندم و از توصیف سرنوشت مردم در روز قیامت در آن، احساس شگفتی کردم.
💡 احتاج الفريق إلى إعادة تصويرها لأن الإضاءة لم تكن مناسبة.
تیم فیلمبرداری مجبور شد دوباره فیلمبرداری کند چون نورپردازی مناسب نبود.
💡 كانت تصويرها دقيقًا للغاية، فأظهر تفاصيل صغيرة داخل المنطقة المصابة.
عکاسی او بسیار دقیق بود و جزئیات کوچکی را در ناحیه آسیبدیده نشان میداد.
💡 الفيلم سيشمل مشاهد تم تصويرها في دول مختلفة لإضفاء شعور عالمي.
این فیلم شامل صحنههایی خواهد بود که در کشورهای مختلف فیلمبرداری شدهاند تا حس و حال جهانی به آن بدهند.
💡 تم تصويرها وهي تبتسم في الحديقة الجميلة خلال مهرجان الربيع.
از او در طول جشنواره بهاره در باغ زیبا در حالی که لبخند میزد، عکس گرفته شد.