تسلطن
🌐 سلطاننشین
این واژه از ریشه «سلط» است و به معنی «سلطان شدن، قدرت گرفتن، یا به سلطنت رسیدن» است. در برخی کاربردها میتواند معنای «حاکم شدن» یا «چیره شدن» را داشته باشد. این واژه بیشتر به حوزه قدرت، حکومت و برتری سیاسی نزدیک است.
جمله سازی با تسلطن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان يريد أن تسلطن على المجلس، لكن الجميع عارضوا قراراته.
او میخواست بر شورا تسلط داشته باشد، اما همه با تصمیمات او مخالفت میکردند.
💡 بعد سنوات من النزاع، حاول الزعيم أن تسلطن على المنطقة بالقوة.
پس از سالها درگیری، رهبر تلاش کرد تا با توسل به زور کنترل منطقه را به دست گیرد.
💡 لا يمكن لأي مسؤول أن تسلطن على الناس إذا رفضوا الظلم والفساد.
اگر مردم بیعدالتی و فساد را رد کنند، هیچ مقامی نمیتواند بر آنها حکومت کند.