تسلط

🌐 سلطه

این واژه به معنی «چیرگی، قدرت داشتن بر چیزی یا کسی، و مسلط بودن» است. وقتی می‌گوییم کسی بر موضوعی تسلط دارد، یعنی آن را خوب می‌شناسد یا بر آن کنترل دارد. در کاربرد اجتماعی و سیاسی هم به معنی «حاکمیت» یا «برتری و کنترل» دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 اقتدارگرایی

📌 سلطه

📌 سلطه جویی

📌 تسلط

📌 اقتدار

فعل (verb)

📌 تسلط داشتن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برجسته سازی

📌 انبار

جمله سازی با تسلط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعض الصحف تسلط الضوء على القضايا الاجتماعية المهمة في المجتمع.

برخی روزنامه‌ها به مسائل اجتماعی مهم جامعه می‌پردازند.

💡 لا تسلط الضوء على الأخطاء فقط، بل اذكر أيضًا الجوانب الإيجابية.

فقط اشتباهات را برجسته نکنید، جنبه‌های مثبت را نیز ذکر کنید.

💡 ‫تسلط التصور على حسي حتى أفنى الحدود جميعها وعمق الهالوس بالمعاني‪.

این ادراک بر حواس من مسلط شد تا اینکه تمام مرزها را از بین برد و توهم را با معانی عمیق‌تر کرد.

💡 عملها يتطلب منها إعداد نشرة إخبارية يومية تسلط الضوء على الشؤون الراهنة.

شغل او ایجاب می‌کند که روزانه خبرنامه‌ای تهیه کند که در آن به مسائل روز بپردازد.

💡 من المفيد أن تسلط المؤسسة اهتمامها على تدريب الموظفين الجدد.

برای سازمان مفید است که توجه خود را بر آموزش کارمندان جدید متمرکز کند.

💡 ‬فهو وحيد ولم يختف ويختبئ وال يتحاشى تسلط نظرات الفضول‪

او تنهاست، و نه ناپدید شده و نه پنهان گشته، و نه از نگاه کنجکاوان گریخته است.

کلمات مرتبط