ترتيب

🌐 رتبه بندی

«ترتيب» در عربی به معنای نظم دادن، پشت سر هم قرار دادن، چینش و سامان‌دهی است. این واژه زمانی به کار می‌رود که چیزها بر اساس یک قاعده، ترتیب زمانی، درجه‌بندی یا اولویت خاصی مرتب شوند. در فارسی هم «ترتیب» معمولاً همین معنا را دارد و هم در امور مادی مثل چیدمان اشیا و هم در امور معنوی یا علمی مانند تنظیم مطالب، ترتیب رویدادها یا رتبه‌بندی استفاده می‌شود.

جمله سازی با ترتيب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعاونت اماسرة كلها في ترتيب البيت قبل قدوم الضيوف مساءً.

همه اعضای خانواده قبل از رسیدن مهمانان در شب، در مرتب کردن خانه همکاری کردند.

💡 رأى الناس الشيخ ابنة تساعد والدتها في ترتيب البيت قبل وصول الضيوف.

مردم دختر شیخ را دیدند که قبل از رسیدن مهمان ها به مادرش در مرتب کردن خانه کمک می کرد.

💡 إن ان صديقي في العمل اليوم، فسأطلب منه مساعدتي في ترتيب الملفات.

اگر دوستم امروز سر کار باشد، از او خواهم خواست که در مرتب کردن پرونده‌ها به من کمک کند.

💡 اليوم نفس المساء سننهي ترتيب القاعة قبل وصول الزوار.

امشب قبل از رسیدن بازدیدکنندگان، چیدمان سالن را تمام خواهیم کرد.

💡 يعتمد الباحث على املطق في ترتيب أفكاره وبناء استنتاجاته بشكل متماسك.

محقق برای سازماندهی ایده‌های خود و ایجاد نتیجه‌گیری‌های منسجم، به منطق متکی است.

💡 حدث القرار بشكل العشوایي، لذلك لم يكن هناك أي ترتيب واضح.

این تصمیم به صورت تصادفی گرفته شد، بنابراین ترتیب مشخصی وجود نداشت.

💡 لا تنسَ الذي انا المسؤول عن ترتيب هذا الاجتماع.

فراموش نکنید که من مسئول ترتیب دادن این جلسه هستم.

💡 طلبت الأم املساعدة من ابنتها في ترتيب الغرفة قبل وصول الضيوف.

مادر از دخترش خواست قبل از رسیدن مهمان‌ها، در مرتب کردن اتاق به او کمک کند.

💡 بعد السفر، أمضى الرجل الليال الأولى في ترتيب البيت والراحة قليلًا.

مرد بعد از سفر، چند شب اول را به مرتب کردن خانه و کمی استراحت گذراند.

💡 ساعدت الفتاة أمها في ترتيب المطبخ بعد انتهاء العشاء مباشرة.

دختر درست بعد از تمام شدن شام به مادرش کمک کرد تا آشپزخانه را مرتب کند.

💡 ‬و إن كان بكل يوم حنيا هناك دائما ترتيب جديد و خطة‬ ‫جديدة قد أعدها لنا

و با اینکه هر روز تدبیری نو و نقشه‌ای نو برای ما آماده کرده است

💡 احتاجت الحقيبة إلى ترتيب املسایل الصغيرة حتى لا تضيع في الداخل.

کیف باید مرتب می‌شد تا وسایل کوچک داخلش گم نشوند.

💡 شكر الأب الفتاتين على مساعدتهما في ترتيب الغرفة.

پدر از دو دختر به خاطر کمکشان در مرتب کردن اتاق تشکر کرد.