ترتجفان

🌐 دارند می‌لرزند.

«تَرْتَجِفان» یعنی «لرزیدنِ شدید داشتن» یا «به لرزه درآمدن»؛ این صورت فعلی معمولاً برای «شما دو نفر می‌لرزید» یا «آن دو چیز می‌لرزند» به‌کار می‌رود. از ریشه‌ی «رَجَفَ» است و دلالت بر لرزش، اضطراب و حرکتِ ناپایدار دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تکان دادن

📌 لرزیدن

📌 نیش می‌زنند

📌 ضربان دارند

جمله سازی با ترتجفان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت شفتاها ترتجفان من البرد أثناء انتظار الحافلة.

لب‌هایش از سرما می‌لرزید، در حالی که منتظر اتوبوس بود.

💡 اقترب الطفلُ من أمه و وشفتيه ترتجفان من التعب.

کودک در حالی که لب‌هایش از خستگی می‌لرزید، به مادرش نزدیک شد.

💡 يداي ترتجفان عندما أرفع الأوزان الثقيلة في صالة الرياضة.

وقتی در باشگاه وزنه‌های سنگین بلند می‌کنم، دست‌هایم می‌لرزند.

💡 كانت وشفتاه ترتجفان من البرد الشديد في الصباح الباكر.

لب‌هایش از شدت سرمای صبح زود می‌لرزید.

💡 يداك ترتجفان من البرد عندما تخرج في الصباح الباكر.

صبح زود که بیرون می‌روی، دست‌هایت از سرما می‌لرزند.

💡 ويداه ترتجفان من البرد وهو ينتظر الحافلة في الصباح الباكر.

صبح زود که منتظر اتوبوس بود، دستانش از سرما می‌لرزید.

💡 يداه ترتجفان قليلًا بسبب التعب بعد يومٍ طويل من السفر.

دست‌هایش به دلیل خستگی پس از یک سفر طولانی، کمی می‌لرزیدند.

💡 كانت شفتي ترتجفان قليلًا عندما سمعتُ الخبر المفاجئ.

وقتی خبر غافلگیرکننده را شنیدم، لب‌هایم کمی لرزید.

💡 كانت يديها ترتجفان من البردِ وهي تنتظرُ الحافلةَ صباحًا.

صبح که منتظر اتوبوس بود، دستانش از سرما می‌لرزید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران