ترجف

🌐 او می‌لرزد.

«ترجف» یعنی «می‌لرزد»، «به لرزه درمی‌آید» یا «تکان می‌خورد». این واژه برای بیان لرزش شدید ناشی از ترس، حادثه، هیجان یا حرکت به کار می‌رود. در کاربرد ادبی و قرآنی، ممکن است به لرزش زمین، دل‌ها، بدن‌ها یا اشیای سنگین اشاره داشته باشد و حس اضطراب و ناپایداری را منتقل کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تکان دادن

📌 لرز

جمله سازی با ترجف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدأتْ يداها ترجف من البردِ الشديدِ في الصباحِ الباكرِ.

از شدت سرمای صبح زود، دست‌هایش شروع به لرزیدن کرد.

💡 ‬جلست يداها ترجف ثم جرت الكلمات من قلمها وسحبت انفاسها ّ‬ ‫الالهثه‬ ‫وكأنّمها هي في سباق طوييل مع الوقت.

دستانش لرزید، سپس کلمات از قلمش جاری شدند و نفس‌های نفس‌زنانش را حبس کرد، گویی در مسابقه‌ای طولانی با زمان بود.

💡 رأيتُ النافذةَ ترجف قليلًا بسببِ اهتزازِ السيارةِ المارّةِ.

دیدم که شیشه به خاطر لرزش ماشینی که از کنارم رد می‌شد، کمی لرزید.

کلمات مرتبط