ترتب

🌐 ترتیب دادن

از ریشه «رتب» و به معنای «ترتیب یافتن، منظم شدن، پی‌درپی و مرتب قرار گرفتن» است. این واژه می‌تواند به نظم، چیدمان، یا نتیجه‌ای اشاره کند که بر اثر یک نظم یا ترتیب خاص پدید می‌آید.

جمله سازی با ترتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الأطفال نایمون في الغرفة بينما كانت الأم ترتب الحقائب بصمت حتى لا تزعجهم.

بچه‌ها در اتاق خواب بودند در حالی که مادر بی‌سروصدا کیف‌ها را مرتب می‌کرد تا مزاحم آنها نشود.

💡 شهرزاد کانت وبينما كانت ترتب الغرفة، رنّ الهاتف فجأة فتركت العمل سريعًا.

شهرزاد داشت اتاق را مرتب می‌کرد که ناگهان تلفن زنگ خورد، برای همین سریع کارش را متوقف کرد.

💡 كانت فقد بدأت ترتب حقيبتها عندما وصلها اتصالٌ مهمّ من المكتب.

او تازه شروع به جمع کردن وسایلش کرده بود که یک تماس مهم از اداره دریافت کرد.

💡 طلب المدير من السكرتري أن ترتب الملفات وتنسق الاجتماع مع الزوار قبل الظهيرة.

مدیر از منشی خواست تا قبل از ظهر پرونده‌ها را مرتب کند و جلسه را با بازدیدکنندگان هماهنگ کند.

💡 اشترت الأم مشطًا جديدًا لطفلتها كي ترتب شعرها قبل الذهاب إلى المدرسة.

مادر برای دخترش یک شانه نو خرید تا بتواند قبل از رفتن به مدرسه موهایش را مرتب کند.

💡 تحب کما أن ترتب مكتبها قبل بدء الدراسة كي تركز بشكل أفضل.

او همچنین دوست دارد قبل از شروع مطالعه، میزش را مرتب کند تا بتواند بهتر تمرکز کند.

💡 كانت ستي ترتب كتبها بهدوء استعدادًا لبدء مشروعها الجديد في الجامعة.

سیتی بی‌سروصدا داشت کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد تا برای شروع پروژه جدیدش در دانشگاه آماده شود.

💡 تبتسم وهي ترتب البيت قبل وصول الضيوف في المساء.

او در حالی که قبل از رسیدن مهمان‌ها در عصر، خانه را مرتب می‌کند، لبخند می‌زند.

💡 كانت الطفلة تراقب أمها بالعني وهي ترتب الحقائب استعدادًا للرحلة.

کودک با دقت مادرش را تماشا می‌کرد که چمدان‌هایش را برای سفر آماده می‌کرد.

کلمات مرتبط