ترافق

🌐 همراه

«ترافق» از ریشهٔ رفق و به معنای «رفاقت و همراهیِ متقابل، نرم‌خویی با یکدیگر، یا هم‌دلی و مدارا» است. این واژه بیانگر رابطه‌ای است که در آن افراد با مهربانی، آسان‌گیری و همراهی رفتار می‌کنند. «ترافق» می‌تواند هم به معنای همراهی در سفر یا کار باشد و هم به معنای خوش‌رفتاری و مدارا میان افراد.

فعل (verb)

📌 همراهی کردن

📌 همراه باشد

اسم (noun)

📌 ترکیب شده

📌 انجمن

جمله سازی با ترافق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترافق ترافق الوفد الرسمي الشرطة أثناء زيارته للمواقع الحساسة في المدينة.

این هیئت رسمی در جریان بازدید از مکان‌های حساس شهر، توسط پلیس همراهی می‌شد.

💡 قد ترافق ترافق الحمى أعراض أخرى مثل السعال والتعب العام.

تب ممکن است با علائم دیگری مانند سرفه و خستگی عمومی همراه باشد.

💡 ترافق ترافق الأم ابنتها إلى المدرسة كل صباح قبل أن تذهب إلى عملها.

مادر هر روز صبح قبل از رفتن به سر کار، دخترش را تا مدرسه همراهی می‌کند.

💡 كما ترافق الوجبات مجموعة من أنواع النبيذ.

وعده‌های غذایی نیز با مجموعه‌ای از شراب‌ها همراه هستند.

💡 في الصغر تتكوّن العادات الأولى التي ترافق الإنسان طوال حياته.

در دوران کودکی، اولین عادت‌ها شکل می‌گیرند که در طول زندگی فرد را همراهی می‌کنند.

کلمات مرتبط