تداخلت

🌐 تداخل

این واژه صورتِ صرفیِ فعلِ «تداخل» در حالت گذشته و با ضمیر مؤنث مفرد است و معنایش «درهم داخل شد»، «به هم آمیخت»، یا «در یکدیگر فرو رفت» است. در معنی عمومی، برای بیان آمیختگی، نفوذ کردن چیزها در هم، یا ورود یک امر در امر دیگر به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 همپوشانی

📌 در هم تنیده

📌 دخالت کرد

📌 در هم آمیخته

📌 با هم ترکیب شدند

جمله سازی با تداخلت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إذا تداخلت القصص الأخرى المنشورة مع قصتك، اشرح ما الذي سيجعل عملك فريدًا وجديدًا.

اگر داستان‌های منتشر شده‌ی دیگر با داستان شما همپوشانی دارند، توضیح دهید که چه چیزی کار شما را منحصر به فرد و جدید خواهد کرد.

💡 في تحليلها، تداخلت المعتقدات الثقافية مع الانحيازات الشخصية، مما أثر على النتائج.

در تحلیل آن، باورهای فرهنگی با تعصبات شخصی در هم تنیده شده بودند که بر نتایج تأثیر می‌گذاشت.

💡 بدا الموقف ارتباکي عندما تداخلت الأصوات في الاجتماع بشكل مزعج.

وقتی صداهای حاضران در جلسه به طرز آزاردهنده‌ای با هم تداخل پیدا کرد، اوضاع آشفته به نظر می‌رسید.

💡 تأخرتُ قليلاً لأن مواعيدي في الجامعة تداخلت مع موعد العمل بشكل غير متوقع.

کمی دیر کردم چون قرارهای دانشگاهم به طور غیرمنتظره‌ای با برنامه کاری‌ام تداخل پیدا کرد.

💡 عرضت المسرحية خطوط سرد متزامنة تداخلت بشكل جميل في النهاية.

این نمایش خطوط روایی همزمانی را ارائه می‌داد که در نهایت به زیبایی در هم تنیده می‌شدند.

کلمات مرتبط