تخليت

🌐 منصرف شدم.

این واژه از ریشه «خلا» و در کاربردهای عربی به معنای «خالی کردن، تهی ساختن یا بیرون بردن محتوا از چیزی» به‌کار می‌رود. در فارسی نیز می‌توان آن را به مفهوم «خالی‌سازی» یا «تخلیه کردن» نزدیک دانست، هرچند شکل نوشتاری آن بیشتر رنگ عربی دارد و در متون رسمی یا فنی دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تو ریختی.

📌 تو افتادی

📌 پشتت را کردی

📌 شما وثیقه می‌گذارید

📌 من رها کردم

جمله سازی با تخليت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا أظن أنك تخليت عن العرش على الإطلاق، صحيح؟

فکر نمی‌کنم اصلاً از تاج و تخت دست کشیده باشی، درسته؟

💡 طلبت الشركة تخليت المكان بسرعة لتبدأ أعمال الصيانة دون تأخير.

این شرکت درخواست کرد که محل به سرعت تخلیه شود تا کار تعمیر و نگهداری بدون تأخیر آغاز شود.

💡 بعد انتهاء التفتيش، تمت تخليت القاعة من جميع الصناديق والوثائق.

پس از اتمام بازرسی، سالن از تمام جعبه‌ها و اسناد خالی شد.

💡 ‫ناريمان‬ ‫الموارد فنت والينابيع من البياض‬ ‫وأنا تخليت عن ذاتي للثمل بالهالوس‪.

نریمان، منابع، چشمه‌های سپیدی، و من خود را به مستیِ وهم سپردم.

💡 لكن في أحد الأعوام، تخليت عن الحديث.

اما یک سال، حرف زدن را کنار گذاشتم.

💡 ‬تخليت كل مهرب إلهة إغريقي ة لم تقم‬ ‫لها صلوات منذ ق رون‪

من تمام راه‌های فرار را به الهه‌ای یونانی سپردم که قرن‌هاست هیچ دعایی برایش نشده است.

کلمات مرتبط