تحکي

🌐 او می‌گوید

این واژه به‌تنهایی می‌تواند صورت ناتمام یا کوتاه‌شده‌ای از فعلی مرتبط با «حکایت کردن / گفتن» یا شکل صرفی دیگری باشد، اما بدون بافت، معنای قطعی ندارد. اگر منظور از آن صورت فعلی خاصی باشد، باید جملهٔ کامل دیده شود.

جمله سازی با تحکي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أشتاق إلى جدتی عندما أسمع صوت المطر، لأنها كانت تحكي قصصًا جميلة.

وقتی صدای باران را می‌شنوم یاد مادربزرگم می‌افتم، چون او قصه‌های قشنگی تعریف می‌کرد.

💡 زار السائح ٱلمداین القديمة وتأمل آثارها التي تحكي قصص الحضارات المتعاقبة.

جهانگرد از شهرهای باستانی بازدید کرد و در ویرانه‌های آنها که داستان‌های تمدن‌های پی در پی را روایت می‌کنند، تأمل نمود.

💡 ظهرت في المتحف صور جاريات قديمة تحكي تاريخ المنطقة وأهلها.

این موزه تصاویری از دختران برده قدیمی را به نمایش گذاشته بود که تاریخ منطقه و مردم آن را روایت می‌کردند.

💡 يطلب الطفل من والدته أن تحكي له قصة قبل النوم.

کودک از مادرش می‌خواهد قبل از خواب برایش قصه بگوید.

💡 كانت ذکریٰها مع والدتها مليئة بالحب، ولهذا تحكي عنها دائمًا بفخرٍ وتأثر.

خاطرات او با مادرش سرشار از عشق بود و به همین دلیل است که همیشه با غرور و احساس از او صحبت می‌کند.

💡 يا جدي، هل يمكنك أن تحكي لنا قصةً قديمةً قبل النوم؟

پدربزرگ، میشه یه قصه قدیمی قبل از خواب برامون تعریف کنی؟

کلمات مرتبط