تحضر
🌐 آماده سازی
فعل (verb)
📌 آوردن
📌 شرکت کردن
📌 آماده سازی
📌 ظاهر شدن
📌 چنگ زدن
📌 متمدن کردن
📌 شهری کردن
📌 ظهور کن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 شهرنشینی
جمله سازی با تحضر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لم لم تحضر الاجتماع بالأمس رغم أنك وعدتَ بالمجيء؟
چرا دیروز در جلسه شرکت نکردید، با اینکه قول داده بودید بیایید؟
💡 عارف کنت تعبانًا في ذلك اليوم، ولهذا لم تحضر الاجتماع معنا.
عارف، آن روز خسته بودی و به همین دلیل در جلسه با ما شرکت نکردی.
💡 جلس كلب بكيني قرب النافذة يراقب المارة بهدوء بينما كانت الأم تحضر الطعام.
یک سگ پکینیز نزدیک پنجره نشسته بود و آرام رهگذران را تماشا میکرد، در حالی که مادرش غذا درست میکرد.
💡 أنا تحضر ملف الاجتماع الآن لأرسله إلى المدير قبل الموعد المحدد.
الان دارم فایل جلسه رو آماده میکنم تا قبل از مهلت مقرر برای مدیر بفرستم.
💡 تحضر لعيش أحالمها حقيقة وأن كل شيء سيكون على مايرام
او آماده بود تا رویاهایش را به واقعیت تبدیل کند و مطمئن باشد که همه چیز درست خواهد شد.
💡 من الأفضل أن تحضر ان التقرير بصيغة إلكترونية وورقية معًا.
بهتر است گزارش را هم به صورت الکترونیکی و هم به صورت کاغذی تهیه کنید.
💡 طلبت المعلمة من الطالبة أن تحضر کتابها غدًا لمتابعة الدرس الجديد.
معلم از دانشآموز خواست که فردا کتابش را بیاورد تا درس جدید را ادامه دهد.
💡 يجب أن تحضر ان إلى القاعة مبكرًا حتى لا يفوتك بدء المحاضرة.
باید زودتر به سالن برسید تا شروع سخنرانی را از دست ندهید.
💡 باختصار اجلس مع نفسك وحدد األشياء الدائمة التي تحضر لك السعادة وال تكون ضمن الممنوعات فتتحول حياتك لجحيم داخلي بين ضميرك ونفسك األمارة.
خلاصه اینکه با خودتان بنشینید و چیزهای دائمی که برایتان خوشبختی می آورند و جزو چیزهای ممنوعه نیستند را شناسایی کنید تا زندگیتان به جهنمی درونی بین وجدان و نفس اماره تان تبدیل نشود.
💡 أردتك أن تحضر الاجتماع منذ الصباح.
از صبح میخواستم در جلسه شرکت کنی.
💡 صديقي اي، لا تنسَ أن تحضر الاجتماع في الوقت المحدد صباح الغد.
دوست من، فراموش نکن که فردا صبح سر وقت در جلسه حاضر شوی.
💡 إيه علی، لا تنسَ أن تحضر معك المستندات المطلوبة غدًا.
سلام علی، فردا مدارک مورد نیاز رو یادت نره بیاری.