تجلي

🌐 تجلی

به‌معنای «آشکار شدن»، «نمایان شدن» یا «ظهور»؛ اغلب برای چیزی به‌کار می‌رود که از حالت پنهان بیرون آمده و روشن شده است.

اسم (noun)

📌 تجلی

📌 تغییر شکل

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تخلیه

جمله سازی با تجلي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جعل حريق المدخنة في الشتاء الماضي العديد من الأسر تجلي المنطقة.

آتش‌سوزی دودکش در زمستان گذشته باعث شد بسیاری از خانواده‌ها منطقه را تخلیه کنند.

💡 بينما كانت تنظر إلى النجوم، أضاءت لحظة تجلي طريقها للأمام.

همانطور که به ستارگان خیره شده بود، لحظه‌ای الهام‌بخش، مسیر پیش رویش را روشن کرد.

💡 بعد الشرح الهادئ، تجلي سبب المشكلة أمام الجميع بوضوح.

پس از توضیحی آرام، علت مشکل برای همه روشن شد.

💡 النفوذ "السياسي" هو تجلي السلطة داخل الجسد اجتماعي.

نفوذ «سیاسی» تجلی قدرت در بدنه اجتماعی است.

💡 أحيانًا تجلي التجربة الصعبة معاني لم نكن نفهمها من قبل.

گاهی اوقات یک تجربه دشوار معانی‌ای را آشکار می‌کند که قبلاً آنها را درک نکرده بودیم.

💡 مع الوقت، تجلي الحقيقة من دون حاجة إلى كثير من الكلام.

با گذشت زمان، حقیقت بدون نیاز به صحبت زیاد آشکار می‌شود.

کلمات مرتبط