تبلغ

🌐 مقدار آن

«تبلغ» از ریشه‌ی «بلغ» می‌آید و بسته به جمله می‌تواند به معنی «می‌رسد»، «می‌رسانی»، «ابلاغ می‌کنی» یا «بالغ می‌شوی» باشد. این واژه بسیار وابسته به ساختار صرفی و اعراب است. در کاربرد رایج، «تبلغ» غالباً معنای «می‌رسد / می‌رسانی» یا «ابلاغ می‌کند» دارد.

فعل (verb)

📌 گزارش

📌 مبلغ

📌 اطلاع رسانی

📌 رسیدن

📌 سن

📌 آگاه کردن

📌 دست یافتن

جمله سازی با تبلغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كم تبلغ مدة العرض؟ وهل توجد استراحة في منتصفه؟

مدت زمان نمایش چقدر است؟ و آیا در وسط آن استراحتی وجود دارد؟

💡 عندما تبلغ سنًا معينًا، تصبح المسؤوليات أكبر من قبل.

وقتی به سن خاصی می‌رسید، مسئولیت‌ها بیشتر از قبل می‌شوند.

💡 يجب أن تبلغ الإدارة بأي تغيير يطرأ على بياناتك الشخصية.

شما باید هرگونه تغییر در اطلاعات شخصی خود را به مدیریت اطلاع دهید.

💡 قررت أن تبلغ لم يكتمل المشروع بعد بسبب نقص الموارد.

تصمیم گرفته شد گزارش شود که این پروژه به دلیل کمبود منابع هنوز تکمیل نشده است.

💡 كتبت الرسالة بسرعة كي تبلغ لم يتأخر الرد أكثر من ذلك.

پیام را سریع نوشتم تا جوابش بیشتر از این به تعویق نیفتد.

💡 حاولت أن تبلغ لم أجد أي نتيجة واضحة في تلك المنطقة.

من سعی کردم گزارش بدهم اما هیچ نتیجه روشنی در آن زمینه پیدا نکردم.

💡 قبل شراء التذاكر، سألنا المنظم: كم تبلغ مدة العرض؟

قبل از خرید بلیط، از برگزارکننده پرسیدیم: نمایش تا چه ساعتی ادامه دارد؟

💡 في الصيف، تبلغ الحرارةُ أوج ها في بعض المدن الصحراوية.

در تابستان، گرما در برخی از شهرهای کویری به اوج خود می‌رسد.

کلمات مرتبط