تبداد
🌐 ناپدید شدن
«تَبَادَ» یا «تبداد» از ریشه بدد / تبدد به معنای پراکنده شدن، متفرق گشتن، و از هم پاشیدن است. این واژه معمولاً برای جمع، نیرو، فکر، یا اجزایی بهکار میرود که نظم و پیوستگی خود را از دست میدهند. مفهوم اصلی آن نوعی پخش و گسیختگی است.
جمله سازی با تبداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تبداد القلق في قلبه كلما تأخر الخبر عن الوصول.
هر چه خبر دیرتر میرسید، اضطراب دلش کمتر میشد.
💡 تبداد الضوء في السماء قبل شروق الشمس بدقائق.
چند دقیقه قبل از طلوع خورشید، نور در آسمان محو میشود.
💡 تبداد صوت الموسيقى في الحفل ثم خفّ تدريجيًا.
صدای موسیقی در کنسرت محو شد و سپس به تدریج فروکش کرد.