تبخ

🌐 بخار

«تَبَخَّ» یا «تبخ» از ریشه بخّ / تبخّر در برخی استعمال‌ها به معنای بخار شدن، پراکنده شدن، یا از میان رفتن می‌آید. گاهی هم به حالتی اشاره دارد که چیزی سبک و ناپایدار شده و اثرش کم‌کم محو می‌شود. چون این واژه در این شکل کمتر رایج است، معنی آن بسیار به متن وابسته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آب‌پاش

جمله سازی با تبخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وعوضاً عن أعضاء الصغار لهما ما يشبه الأفعى البنفسجية التي تبخ السم في بطنك

به جای اندام‌های جوان، چیزی شبیه به یک مار بنفش دارند که زهر را به معده شما تف می‌کند.

💡 ‬ك ل م ا‬ ‫حص ل ه و تبخ ر ض باب المخ در من رأس ي‪

هر اتفاقی که افتاد، درِ آن معتاد از سرم بخار شد

💡 هل لديهم إحدى تلك المراوح التي تبخ الماء؟

از اون پنکه‌هایی که آب می‌پاشن دارن؟

💡 تبخّ الماء على النار حتى امتلأت الغرفة ببخارٍ خفيفٍ ودافئ.

آب روی آتش پاشیده شد تا اتاق پر از بخار سبک و گرم شد.

💡 تبخّرت رائحة العطر بعد دقائق قليلة من فتح الزجاجة.

بوی عطر چند دقیقه پس از باز شدن بطری تبخیر شد.

💡 تبخّ السائل بسرعة بسبب الحرارة العالية في المختبر.

به دلیل دمای بالای آزمایشگاه، مایع به سرعت تبخیر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران