تاس

🌐 تاس

واژهٔ «تاس» در عربی به‌طور معمول به معنای «کاسه، پیاله یا ظرف کوچک» آمده است، و در برخی کاربردها به وسیله‌ای شبیه تاسِ بازی نیز اشاره دارد. در فارسی هم گاهی همین واژه به معنای ظرف کوچک یا قطعه‌ای شبیه تاس به کار می‌رود، هرچند کاربرد اصلی آن در فارسی بیشتر همان «تاسِ بازی» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تاس

جمله سازی با تاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشترت الجدة تاس اً من الفخار لحفظ التمر في المطبخ القديم.

مادربزرگ یک ظرف سفالی خرید تا خرماها را در آشپزخانه قدیمی نگهداری کند.

💡 وجد الصياد تاس اً مكسوراً قرب النهر بعد أن جرفه السيل.

ماهیگیر، پس از آنکه سیل قایق شکسته‌ای را با خود برده بود، آن را در نزدیکی رودخانه پیدا کرد.

💡 وضع الطبيب الدواء في تاس صغير على الطاولة قرب سرير المريض.

پزشک دارو را در سینی کوچکی روی میز نزدیک تخت بیمار گذاشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران