بهزة

🌐 لرزش

این صورت می‌تواند شکل اسم یا مصدرِ مرتبط با ریشهٔ «بهز» باشد و معمولاً به معنای «فشار، تکان، ضربه یا حالتِ فشردگی» فهمیده می‌شود. با این حال، مانند خودِ «بهز»، این واژه نیز در عربیِ رایج چندان متداول نیست و بیشتر در متون لغوی یا کاربردهای خاص دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 تکان دادن

📌 زلزله

📌 لرزش

جمله سازی با بهزة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعرَ الرجلُ بهزةٍ خفيفةٍ في الأرضِ قبلَ أن ينتبهَ الجميعُ إلى وقوعِ الزلزالِ البسيطِ.

قبل از اینکه بقیه متوجه زلزله جزئی شوند، مرد لرزش خفیفی را در زمین احساس کرد.

💡 أثناء ركوب الدراجة، شعروا بهزة خفيفة بسبب الطريق الوعر.

هنگام دوچرخه‌سواری، به دلیل ناهمواری جاده، تکان خفیفی احساس کردند.

💡 جاءتِ الأخبارُ بهزةٍ نفسيةٍ للأسرةِ، لكنهم حاولوا التماسكَ والوقوفَ معًا.

این خبر برای خانواده شوک روانی به همراه داشت، اما آنها سعی کردند مقاومت کنند و در کنار هم بایستند.

💡 استطاع الكلب أن يشعر بهزة الخوف في صوت صاحبته.

سگ توانست لرزش ترس را در صدای صاحبش حس کند.

💡 ‬دردشا وضحكا عىل‬ ‫هطول األمطار وموقف الكاهن ومتنى امللك لو كان باإلمكان حل كل موقف‬ ‫بالعنف املفرط وأيده راشد بهزة رأس موافقا‪.

آنها درباره بارندگی و وضعیت کشیش گپ می‌زدند و می‌خندیدند و شاه آرزو می‌کرد که هر موقعیتی با خشونت بیش از حد حل شود و رشید با تکان دادن سرش به نشانه موافقت، از او حمایت می‌کرد.

💡 تلقّى الفريقُ بهزةٍ قويةٍ بعدَ خسارتِه المفاجئةِ في المباراةِ النهائيةِ أمامَ الجماهيرِ.

این تیم پس از باخت غیرمنتظره در مسابقه فینال در مقابل هواداران، ضربه بزرگی را متحمل شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران