بندقة

🌐 فندق

«بُنْدُقة» در عربی کلاسیک معمولاً به «گلوله» یا «ساچمه» گفته می‌شود، و گاهی هم به «فندق» اشاره دارد. در زبان امروزی بسته به متن، ممکن است بیشتر معنای فشنگ یا گلوله‌ی کوچک را بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 یک مهره

جمله سازی با بندقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حمل الصياد بندقة قديمة في حقيبته أثناء رحلته إلى الجبل.

شکارچی در طول سفرش به کوهستان، یک تفنگ قدیمی در کیفش حمل می‌کرد.

💡 سقطت بندقة من الشجرة، فالتقطها الصبي ووضعها في جيبه.

یک فندق از درخت افتاد، پسر آن را برداشت و در جیبش گذاشت.

💡 استخدم الطاهي بندقة واحدة من الفستق لتزيين قطعة الحلوى.

سرآشپز برای تزئین دسر از یک عدد مغز پسته استفاده کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران