بنانه

🌐 موز

«بنانه» نیز به همان حوزه معناییِ «بنان» مربوط است و معمولاً به «سرِ انگشت» یا «یکی از انگشتان» اشاره می‌کند. این صورت هم مانند «بنانة» در زبان عربی کلاسیک یا ادبی دیده می‌شود و در گفتار روزمره چندان رایج نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 انگشتش

جمله سازی با بنانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لمسَ الطبيبُ بَنانَه ليتأكدَ من درجة الألم في المفصل.

پزشک نوک انگشتانش را لمس کرد تا میزان درد مفصل را بررسی کند.

💡 لوَّحَ الطفلُ بَنانَه فرحًا عندما رأى والده عائدًا من السفر.

کودک وقتی پدرش را دید که از سفر بازمی‌گشت، با خوشحالی نوک انگشتانش را تکان داد.

💡 سحره قوي لدرجة أنه يستطيع جعل أي شخص طوع بنانه في وقت قصير.

جادوی او آنقدر قوی است که می‌تواند هر کسی را در مدت کوتاهی کاملاً تحت کنترل خود درآورد.

💡 رفعَ العازفُ بَنانَه فوق الأوتار ليبدأ اللحنَ بدقةٍ كبيرة.

نوازنده نوک انگشتانش را بالای سیم‌ها برد تا ملودی را با دقت فراوان آغاز کند.

💡 ‬فال يقدر على احتوائها إال من جعل نفسه طوع‬ ‫بنانه‪

تنها کسی که خود را مطیع اراده‌اش می‌کند، می‌تواند آن را مهار کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران