بمشهد

🌐 در صحنه

«بِمَشهَد» یعنی «در صحنهٔ»، «در حضورِ»، یا «در برابرِ دیدگانِ». «مشهد» به معنای صحنه، جایگاه دیدن، یا محل حضور و مشاهده است. مثلاً «بمشهد الناس» یعنی «در برابر مردم» یا «در حضور مردم». گاهی هم می‌تواند به معنی «شاهد بودن» در صحنه باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 صحنه

📌 نمای از

📌 دید از

📌 نمایش

📌 منظره

📌 روی اقیانوسی

جمله سازی با بمشهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امتلأت القاعة بمشهد مؤثرٍ أبكى كثيراً من الحاضرين.

سالن مملو از صحنه ای تأثرانگیز شد که اشک را از چشمان بسیاری از حاضران جاری ساخت.

💡 ‬كان‬ ‫منظرنا ونحن نزحف خلفه أشبه بمشهد الفئران التي يسحبها‬ ‫ساحر بمزماره إىل النهر‪.

منظره‌ی ما که سینه‌خیز دنبالش می‌رفتیم، مثل موش‌هایی بود که شعبده‌بازی با فلوتش آنها را به رودخانه می‌کشد.

💡 استيقظ السياح على بمشهد رائعٍ للشمس فوق الجبال.

گردشگران با منظره‌ای باشکوه از خورشید بر فراز کوه‌ها از خواب بیدار شدند.

💡 تمتّعنا بمشهد القصر من الشرفة العليا في الفندق القريب.

ما از بالکن بالایی هتل مجاور، از منظره کاخ لذت بردیم.

💡 فضلت الأسرة العودة بحرا للاستمتاع بمشهد الميناء والهواء المنعش.

خانواده ترجیح دادند از طریق دریا برگردند تا از منظره بندر و هوای تازه لذت ببرند.

💡 انتهى الفيلم بمشهد صامتٍ ترك أثراً عميقاً في النفوس.

فیلم با صحنه‌ای خاموش به پایان رسید که تأثیر عمیقی بر روح گذاشت.

💡 كان الوجدان حيًا في قلبه، لذلك تأثر كثيرًا بمشهد الطفل الجائع.

وجدان او در قلبش زنده بود، بنابراین با دیدن کودک گرسنه بسیار متأثر شد.

کلمات مرتبط