بمدينة

🌐 شهر

این واژه به‌معنای «در / به شهر» است و از بـ + مدينة تشکیل شده است. مدينة یعنی شهر، و این ترکیب معمولاً برای بیان مکان، حضور در شهر، یا ارتباط با یک شهر خاص استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شهر از

جمله سازی با بمدينة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كما زار لي حقل أرز في قرية بمدينة هنغيانغ، حيث تحدث مع المزارعين المحليين هناك.

لی همچنین از یک مزرعه برنج در روستایی در شهر هنگ یانگ بازدید کرد و با کشاورزان محلی صحبت کرد.

💡 أقمت بمدينة ساحلية هادئة، وكانت النوافذ تطل على البحر مباشرة كل صباح.

من در یک شهر ساحلی آرام اقامت داشتم و پنجره‌ها هر روز صبح مستقیماً رو به دریا بودند.

💡 شارك االطير عبدالحي في مؤتمر ثقافي بمدينة الرباط.

الطیر عبدالحی در یک کنفرانس فرهنگی در شهر رباط شرکت کرد.

💡 زار السائحون بمدينة تاريخية معروفة بأسواقها القديمة وآثارها التي تجذب الزوار من كل مكان.

گردشگران از شهری تاریخی بازدید کردند که به خاطر بازارهای باستانی و بناهای تاریخی‌اش که بازدیدکنندگان را از سراسر جهان به خود جذب می‌کند، شناخته شده است.

💡 وكانت له أخت متزوجة بمدينة الفيوم.

او خواهری داشت که ازدواج کرده بود و در شهر فیوم زندگی می‌کرد.

💡 يعمل أخي بمدينة كبيرة، ويعود إلى المنزل في عطلة نهاية الأسبوع فقط.

برادرم در یک شهر بزرگ کار می‌کند و فقط آخر هفته‌ها به خانه می‌آید.

کلمات مرتبط