بمتابعة

🌐 پیگیری

از «متابعة» به معنای «پیگیری» یا «دنبال‌کردن» ساخته شده و یعنی «با پیگیری»، «در حال پیگیری» یا «به‌طور مستمر دنبالِ...». در متن‌های اداری و خبری زیاد دیده می‌شود.

فعل (verb)

📌 دنبال کردن

📌 برای پیگیری

اسم (noun)

📌 ادامه

وجه وصفی (participle)

📌 دنبال شده روی

📌 تحت تعقیب

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیگیری به

جمله سازی با بمتابعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يهتمون الأطباء بمتابعة الحالات الحرجة، خاصة عندما تكون صحة المريض غير مستقرة.

پزشکان به موارد بحرانی توجه زیادی دارند، به خصوص زمانی که سلامت بیمار ناپایدار است.

💡 فوض المدير أحد الموظفين بمتابعة الملف أثناء سفره خارج البلاد.

مدیر، یکی از کارمندان را مأمور پیگیری پرونده کرد، در حالی که خودش در سفر خارج از کشور بود.

💡 سمحت الميزانية غير المحدودة للفريق بمتابعة أفكارهم التسويقية ألأجرأ هذا الربع.

بودجه نامحدود به تیم اجازه داد تا ایده‌های جسورانه‌تر بازاریابی خود را در این سه‌ماهه دنبال کنند.

💡 بعد نقاش هادئ، تمكنت الأسرة من إقناعه بمتابعة دراسته في الجامعة.

پس از یک بحث آرام، خانواده موفق شدند او را متقاعد کنند که تحصیلاتش را در دانشگاه ادامه دهد.

💡 كلفت الشركة عاملتين بمتابعة التنظيف في القسم الجديد.

این شرکت دو کارگر زن را برای نظارت بر نظافت بخش جدید منصوب کرد.

💡 يحظى تلفزيون الواقع بمتابعة واسعة بين الشباب في مختلف الدول.

برنامه‌های تلویزیونی واقع‌نما (Reality TV) در بین جوانان کشورهای مختلف طرفداران زیادی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران