بکل

🌐 با همه

این واژه یعنی «با همه، با تمام، همراهِ کلّ» و بسته به جمله ممکن است معنی «به‌طور کامل» یا «با همه چیز / همه افراد» بدهد. در بعضی کاربردها، این ترکیب می‌تواند آغاز یک عبارت باشد که معنای «با تمام... » را برساند.

جمله سازی با بکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظهرت قوته بکل وضوح عندما وقف وحده أمام الموقف الصعب.

قدرت او زمانی کاملاً آشکار شد که به تنهایی در مواجهه با شرایط دشوار ایستاد.

💡 يتحسنُ الأداءُ ما بکل تدريبٍ جديدٍ عندما يكونُ هناكَ التزامٌ ومتابعة.

وقتی تعهد و پیگیری وجود داشته باشد، عملکرد با هر جلسه تمرینی جدید بهبود می‌یابد.

💡 نلتقي بالأصدقاء مرة بکل سنة في العطلة الصيفية.

ما سالی یک بار در تعطیلات تابستانی با دوستانمان ملاقات می‌کنیم.

💡 كان واضحًا أن قوته بکل لم تضعف رغم الضغوط المتكررة.

مشخص بود که با وجود فشارهای مکرر، قدرتش به هیچ وجه ضعیف نشده است.

💡 زار المريض العيادة مرة بکل شهر لمتابعة حالته الصحية.

بیمار ماهی یک بار برای بررسی وضعیت سلامتی خود به کلینیک مراجعه می‌کرد.

💡 نظّم الفريق الأدوات مكان بکل ترتيب قبل وصول الضيوف.

تیم قبل از رسیدن مهمانان، ابزارها را کاملاً مرتب چید.

💡 يجب أن نراجع الحوال بکل تفاصيلها قبل إرسال التقرير النهائي إلى الإدارة.

ما باید قبل از ارسال گزارش نهایی به مدیریت، پرونده را با تمام جزئیات آن بررسی کنیم.

💡 يراجع المدير التقارير مرة بکل أسبوع ليضمن سير العمل.

مدیر، گزارش‌ها را هفته‌ای یک بار بررسی می‌کند تا از پیشرفت روان کار اطمینان حاصل کند.

💡 لا يمكن الحكم بدقة إلا عندما نعرف الحوال بکل أبعادها ومشكلاتها.

تا زمانی که شرایط را با تمام ابعاد و مشکلاتش نشناسیم، نمی‌توانیم قضاوت دقیقی داشته باشیم.

💡 عرفنا قوته بکل من طريقة أدائه السريعة والمنظمة في العمل.

ما قدرت او را در روش سریع و منظم کار کردنش تشخیص دادیم.

💡 عرفنا الحقيقةَ ما بکل ما جمعناهُ من شهاداتٍ ووثائقَ خلالَ التحقيق.

ما حقیقت را از طریق تمام شهادت‌ها و اسنادی که در طول تحقیقات جمع‌آوری کردیم، فهمیدیم.

💡 لا يمكنُ الحكمُ على الناسِ ما بکل ما يظهرُ من تصرفٍ واحدٍ فقط.

نمی‌توان افراد را تنها بر اساس یک عمل قضاوت کرد.

کلمات مرتبط