بقربي
🌐 نزدیک من
قید (adverb)
📌 نزدیک من
📌 در کنار من
📌 اطراف من
دیکشنری عربی به فارسی
📌 در همین نزدیکی
جمله سازی با بقربي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 توقفي عن فعل تلك الأشياء بقربي تجعلني أبتل.
از انجام دادن اون کارهایی که نزدیک من باعث خیس شدنم میشه دست بردار.
💡 وضعتُ الهاتفَ بقربي حتى أسمعَ أيَّ اتصالٍ مهمّ.
گوشی را نزدیک خودم گذاشتم تا بتوانم تماسهای مهم را بشنوم.
💡 تعالي و اجلسي بقربي حتى يتسنى لنا الحديث.
بیا و کنارم بنشین تا با هم صحبت کنیم.
💡 بقيَ أخي بقربي أثناء زيارة الطبيب في المستشفى.
برادرم در طول ویزیت پزشک در بیمارستان پیش من ماند.
💡 همست الجدة: صغيرتي يا بنتي، اجلسي بقربي قليلًا.
مادربزرگ زمزمه کرد: دختر کوچولوی من، کمی نزدیک من بنشین.
💡 اجلسْ بقربي إذا أردتَ أن نراجع الدرس معًا.
اگر میخواهی کنار من بنشین تا درس را با هم مرور کنیم.