بقبضة
🌐 با مشت
اسم (noun)
📌 مشت
جمله سازی با بقبضة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حملَ الرياضيُّ الكرةَ بقبضة ٍ ثابتةٍ ثم مررها لزميله.
این ورزشکار توپ را محکم در دست گرفت و سپس آن را به هم تیمی خود پاس داد.
💡 أمسكَ الطفلُ الحبلَ بقبضة ٍ قوية حتى لا يسقط.
کودک طناب را محکم گرفته بود تا نیفتد.
💡 فاسرتجعي عافيتك وانجبي ولدا يحكم املدينة بقبضة من حديد».
سلامتیات را بازیاب و پسری به دنیا بیاور که با مشت آهنین بر شهر حکومت خواهد کرد.»
💡 أتخيله راكعاً أمامها، يبكي بغضب يضرب بقبضة يده صخور البحر الخشنة.
او را تصور میکنم که در مقابلش زانو زده، با عصبانیت گریه میکند و با مشت به صخرههای خشن دریا میکوبد.
💡 أخذت الغصن بقبضة أنثوية وغمسته يف املاء روي ًدا روي ًدا وتفرجت كيف ركضت النملة بعي ًدا عن النهاية املبللة.
او شاخه را با حالتی زنانه گرفت و کم کم آن را در آب فرو برد و تماشا کرد که مورچه از انتهای خیس شاخه فرار کرد.
💡 ضربَ الرجلُ الطاولةَ بقبضة ٍ غاضبةٍ ثم خرج من الغرفة.
مرد با عصبانیت مشتش را روی میز کوبید و سپس از اتاق خارج شد.