بقاع

🌐 بقاع

«بقاع» جمعِ بقعة است و به معنی «نواحی، سرزمین‌ها، مکان‌ها، جاها» می‌آید. این واژه در عربی هم برای مکان‌های جغرافیایی و هم به‌صورت کلی برای «محدوده‌ها و نواحی» به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 قطعات

📌 مناطق

جمله سازی با بقاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ينجذب المزيد من بقاع العالم لدوامة من الخواء الأخلاقي الموحش.

بخش‌های بیشتری از جهان به گرداب پوچی اخلاقی وحشتناک کشیده می‌شوند.

💡 إن الإرهاب ما زال يعيث خرابا في مختلف بقاع العالم.

تروریسم همچنان در نقاط مختلف جهان فاجعه به بار می‌آورد.

💡 زارَ السائحون بقاع الجبال الخضراء في الربيع للاستمتاع بالمناظر الجميلة.

گردشگران در فصل بهار از دره‌های سرسبز کوهستانی بازدید می‌کردند تا از مناظر زیبا لذت ببرند.

💡 في بقاع أخرى من العالم يلاحظ هناك مشاكل مشابهة.

مشکلات مشابهی در سایر نقاط جهان مشاهده می‌شود.

💡 تنتشرُ الزراعةُ في بقاع كثيرة من هذا الوادي بسبب وفرة المياه.

به دلیل وجود آب فراوان، کشاورزی در بسیاری از نقاط این دره رواج دارد.

💡 تعيش بعض القبائل في بقاع نائية بعيدة عن الطرق الرئيسية.

برخی قبایل در مناطق دورافتاده و دور از جاده‌های اصلی زندگی می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران